توضیحی بر چگونگی نگارش آواهای گرد

پیرامون مشکل خلط و شبه در خوانش «O» پایان کلمات با آوای «U» نیز علاوه بر جلب توجه بیشتر شما به شماره‌ی 3 نوشتار چگونگی نگارش آواهای گرد، بایسته‌ است عرض نماییم، شاید شبه از آنجا وارد شده است که، شکل نویسه‌ی «و» ( برای نمایش آوای «O» پایان واژه‌گان ) با شکل نویسه‌ی  «وً» ( برای نمایش آوای «U») بسیار شبیه هم هستند،  البته نویسه‌ی دوم را می‌توان با یک نقطه که در بالای آن قرار دارد، از نویسه‌ی نخست تمیز داد. البته ممکن است تفاوت نسخ فونتهای لری، و یا اشتباه تایپی‌ی این حقیر باعث بروز چنین موردی شده باشد، ‌که اگر چنین باشد از این بابت پوزش می‌طلبم. به هر حال اگر به این تفاوت نویسه‌ها توجه بیشتری شود، در می‌یابیم که واژه‌گان «جو» ( معادل «جان» در فارسی) و «جوً» ( معادل «جوی آب» در فارسی) و یا «نو» ( معادل «نان» در فارسی) و «نوً» ( معادل « نو، تازه » در فارسی) و یا «بو» ( معادل «بام، بیانداز » در فارسی) و «بوً» ( معادل «شمیم، باش » در فارسی) و بسیاری واژه‌گان دیگر از این دست هرگز با یکدیگر خلط نمی‌شوند. لازم به ذکر است که بنابر تنوع بسیار لهجه‌ها و گویش‌های زبان لری، و نیز عدم پذیرش یک گویش استاندارد، - که البته در هر زبان دیگری که سابقه‌ی نوشتاری نداشته باشد نیز وجود دارد، -  و نیز به عنوان یک قانون کلی برای تمامی زبانها – اعم از آن‌ها که خط نوشتاری کهنی دارند یا اصلاً خطی برای نگارش ندارند – عدم تشابه نوشتاری، یا شنیداری‌ی واژه‌گان امری محال است.

شاهد این گفته وجود خیل عظیمی از این‌گونه واژه‌گان در فرهنگ لغات زبانهای گوناگون می‌باشد، یک نمونه دم دست از فارسی « پهلوی » و « پهلوی » می‌باشند که یکی معنای ( کناری ) و دیگری معنای ( یک زبان ایرانی است ) و یا یک نمونه دیگر و اینبار از زبان انگلیسی « spring » که معانی‌ی (بهار، چشمه‌، فنر، انبرک‌ ) را دارد. به همین دلیل بیشتر تلاش‌های تدوین شیوه‌نامه‌های نگارشی زبان‌های گوناگون مصروف کمتر کردن این شبهات می‌باشد. از دیگر سو نباید فراموش شود که بررسی‌ی درزمانی و هم‌زمانی‌ی واژه‌گان دو امر کاملاً مجزاست. چه برای نمونه ما به هنگام خواندن  جملات زیر، حتی بدون وجود اعراب، هرگز برای تلفظ نویسه‌های «پ، ه، ل، و، ی » به مشکلی برنمی‌خوریم. زیرا هویت واژه‌ را بصورت درزمانی و هم‌نشینی درمی‌یابیم، نه بصورت هم‌زمانی.

" حسین پهلوی ستون نشسته است."   

" حسین پهلوی را خوب می‌داند."

حال تصور کنید که به این جملات، نشانه‌های نگارشی، اعراب و... نیز افزوده شوند. طبیعتاً وضوح و روشنی و راحتی خوانش بسیار بیشتر می‌شود. لذا پسندیده‌تر آن است که برای نگارش واژه‌گان به نقش آنها در یک جمله و روابط هم‌نشینی هم توجه شود.

درباره‌ی ریشه‌ی واژه‌گانی که بر شمردید، باید بگویم که ؛ ریشه‌شناسی‌ها و نیز تأثیر آنها بر نگارش متفاوت از خوانش برخی واژه‌گان را کاملاً قبول دارم. ولی در مورد خط لور می‌بایست این را هم مد نظر داشت که در بسیاری از لهجه ها و گویش‌های لری بسیاری از آوا‌ها کاربرد دارند که شاید در برخی دیگر از لهجه‌ها و گویش‌های این زبان استفاده نمی‌شوند.

 برای نمونه واژه‌ی خوت = خو + ت ( معادل «خودت» در فارسی ) که در برخی گویش‌های زبان لری این‌گونه ادا می‌شود :

1 – گویش لری‌ی شمال غربی ( لهجه‌ی خرم‌آبادی ) : Xot

2 – گویش لری‌ی ثلاثی ( لهجه‌ی بروجردی ) : Xoet

3 – گویش لری‌ی جنوبی ( لهجه‌ی دیلمی ) : Xuvt

4 -  زبان لر‌های شمالی ( لکی لهجه‌ی کرمانشاهی ) : Xowt

5 – گویش لری‌ی میانی ( لهجه‌ی چهارلنگ ) : Xot

از آنجا که خط یک قرارداد تداعی کننده‌ی آوای واژه‌گان است و چون یکی از رسالت‌های خط لور وحدت بخشی‌ی نوشتاری زبان لری، تا حد ممکن، ‌ است.برای همین سعی برآن شده تا مأنوس‌ترین اشکال برای تداعی‌ی پرکاربردترین واژه‌گان انتخاب شود. در همین مثال ارائه شده، بیشتر خوانندگان لر زبان از یک شکل یک مفهوم را در می‌یابند، این در حالی است که ممکن است هرکدام قرائت‌ها و تداعی‌های آوایی لهجه و گویش خود را از آن داشته باشند. 

 ادامه دارد...

/ 0 نظر / 46 بازدید